عاشقتم
عزیزدلم من و شما از دیروز با هم تنهاییم و همه کاراتو خودم دارممیکنم.... دیگه مامانی رفته خونشون...بنده خدا این مدت خیلی اذیتشد و شبا چون من درد داشتم شما رو نگه میداشت و من فقط شیرت میدادم...قربونش برم بهترین مامان دنیاست... خداجونم ازت ممنونم که خانواده به این خوبی به من دادی...حودت همیشه مراقب همشون باش... این مدت بخاطر زردیت همش دکتر بودیم قریونت برم...روز سوم تولدت رفتیم بیمارستان واکسنت رو بزنیم که خانم دکتر گفت زردی و آزمایشگرفتن ۱۳.۸ بود و برا همین بستریت کردند قربونت بشم... من هم با این حالم و کلی درد باید میموندم اونجا که البته مامانی اومد پیشم موند ولی خداییش خیلی سخت بود... به تنهایی ...





